سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 
حضور فضل نماهای بی بخار چرا؟
یکرزمنده
سه شنبه 87 آبان 7
ساعت 11:45 عصر
| نظر

سلام هی حتی مطلع الفجر و این قرن قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است ان شاءالله

 

 

حضور فضل نماهای بی بخار چرا؟

عزا برای مرده ی روزگار چرا؟

شکایتی که امین از امانت کرد

برای رعایت، برادر دفاع چرا ؟!

هزار دفتر و کاغذ بیا که پاره کنیم

نگو که قاعده حذف و  مَرام چرا ؟

بیا که سنگر ما دائماً گلوله باران است

نگو به راه میکده سنگ و خار چرا ؟

حضور مست خماری که در خواب است

برای میکده ای پر ز شور، خمار چرا ؟

حکایت رندانِ خانه نشین هم شنیدن داشت

لذیذ نیست فقط نغمه ی بلبل و غراب چرا ؟

الایاایهاالساقی نه در وزن است !

بیار باده جدا بهر ما و شعار چرا ؟

دقایق و ساعات اگر گذشت هیچ نکرد او یم

از آن که رندبلاکش بود، هراسِ بلا چرا ؟

نه طور بود، که خانه ی خداست، نراست!

برای چله نشینِ حرا، صفا چراست؟

میان خطبه های دائم شقشقیه و درد

نخند، خنده ی جهل تیراست و زخم بلا چرا ؟

اگر نبود بلندای آن حریم مقدس سرد !

برای دفن درد ناکجا ماند و سراب، چرا ؟

ببخش که که این غزل نما عجیب و بی وزن است

ببخش ولی قسم ات به لفظ، فرار چرا ؟

میان جام بلا و باده ی عافیت که خموش

گزیده باده ی بلا، عجیب که بلا چرا ؟

 

ا2آ

5صلوات فقط برای فرج